سیب سرخ آرزوهام
کال از نبودن تو
هق هق یه شعر تازه
واسه ی سرودن تو
قصه ی عاشقی من
میره تا شروع بارون
مرغ دل با شوق پرواز
اما تو حصار زندون
شعر من حسرت کوچه اس
تو عبور یه مسافر
غزلم سوز یه داغه
از نبودن یه عابر
تن این کوچه ی سنگی
همه حس انتظاره
می تپه قلب خیابون
چشم جاده بی قراره
نبض تکراری گریه
گل پرپر شده ی دل
قایق خاطره هامون
خیلی وقته مونده تو گل
همه جا بوی شکایت
از یه عهد سر شکسته
فکر پروازی دوباره
نمی شه با بال بسته
داغ این عهد شکسته
می پیچه تو نفس من
قصر دیدار من و تو
عاقبت شد قفس من
مجنون بلیط خوشبختی میگیرد و بایکی دیگر که اسمش لیلی نیست
به سینما میرود ،مجنون چیپس های فلفلی را قورت میدهد
بوسه های این دختر غریبه
لیلی روی کتاب نظامی خوابش می برد ، مجنون دیر به خانه می آید
بوی تند ادکلن زنانه از لبهای مجنون آویزان می شود .
لیلی هنوز خواب است ،او خواب می بیند که نظامی به صورت مجنون تف می اندازد.
|
بهــار چابـوک[36] ایمیل جهت ارتباط: banoyetaraneh@yahoo.com هرگونه سفارش ترانه و شعر پذیرفته میشود. از تعامل با دوستان عزیز خوشحالم میشم. |