در اين شب دمق و تلخ ، قهوه مي چسبد
که مرد ريخته در خويش مثل يک فنجان
سلام
با يک غزل به روزم
بيا
من با غزلي قانع ام و با غزلي شاد تا باد ز دنياي شما قسمتم اين باد
وقتي دلم نگذاشت. از وقتي که مي ترسيدوقتي تماشايت مرا در خويش مي پاشيد..........
سلام دوست عزيزخيره ام با دو غزل...