دیروز روسری ام را باد برد،مادرم لب هایش را گاز گرفت ،
غریبه ای آنطرف خیابان چند متلک نشخوار کرد و تو فقط لبخند زدی .
امروز روسری ام را شل تر بستم، به خاطر تکرار لبخند تو
و نه هیچ چیز دیگری.
|
بهــار چابـوک[36] ایمیل جهت ارتباط: banoyetaraneh@yahoo.com هرگونه سفارش ترانه و شعر پذیرفته میشود. از تعامل با دوستان عزیز خوشحالم میشم. |