*و زخم های من همه از عشق است، عشق ، عشق ، عشق

سخن از بانوی دل گرفته ی شعر است، سخن از سلاله ی درخت و آب و آیینه،فصل تولد زنی از جاری ترین روشن های جاوید
حواترین کلمه ی معاصر **** فـــــــــــروغ فرخــزاذ **** 
ترانه ای به نام (پنجــــــــره) رو تقدیم دوستانم میکنم که در کتابم برای فروغ نگاشته شده است.
یه پنجــــــــــره کافیه تا عادت کنم به دیدنت!
حتی بدون پنجـــــــــره کم نمی یاد شنیدنت!
عطــــر ستــاه ها رو با یه پنجره بو می کشی!
تو با زلال پنجــــــــــــره تا باغ دل جـو می کشی!
از خــــونه ی عروسکــا سایه ی کاج کاغـــــذی
تا فصل خشک رابطـــه! تا لمس تاج کاغـــــــذی!
تا هر کجـــــا تو میرسی یه پنجـــره واسه ت بسه!
تو شاعر پنجــــــــره ای که فصل سرما بی کسه!
با پلک خیس پنجــــــــره آسمــــون و تر میکنـــــی
تو با همون یه پنجــــــره خـــدا رو بـاور میکنـــی!
|
بهــار چابـوک[36] ایمیل جهت ارتباط: banoyetaraneh@yahoo.com هرگونه سفارش ترانه و شعر پذیرفته میشود. از تعامل با دوستان عزیز خوشحالم میشم. |