" بستری"
به بیمارستان میروم
تا شعرهایم را بستری کنم!
چند روز است از دهان کلمه هایم خون می پاشد
روی فقرات کاغذها.
****
"..."
حوصله ام که سر میرود
اتاقم غرق میشود!.
****
"مسیر پرواز"
شاید دیشب شعری گفته ام
که امروز چشمانم مسیر پرواز پرنده ها را
حدس میزنند.
****
"مرور"
روز از نو شروع میشود
تا آدمها کهنگی شان را مرور کنند!
آه...
آدمها ورژن جدیدی ندارند!.
|
بهــار چابـوک[36] ایمیل جهت ارتباط: banoyetaraneh@yahoo.com هرگونه سفارش ترانه و شعر پذیرفته میشود. از تعامل با دوستان عزیز خوشحالم میشم. |